تبلیغات
بهرام زارعان جاغرق - تصویری تماشایی از مبارزات سیاسی امام رضا علیه السلام قسمت سوم
تصویری تماشایی از مبارزات سیاسی امام رضا علیه السلام قسمت سوم

تدابیر امام رضا در برابر مامون

اكنون به تشریح سیاستها و تدابیر امام علی بن موسی الرضا در این حادثه می پردازیم:

1. هنگامی كه امام را از مدینه به خراسان دعوت كردند آن حضرت فضای مدینه را از كراهت و نارضایی خود پركرد، به طوری كه همه كس در پیرامون امام یقین كردند كه مأمون بانیت سوء، حضرت را از وطن خود دور میكند. امام بدبینی خود به مأمون را با هر زبانِ ممكن به همة گوش ها رساند. در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواد هاش هنگام خروج از مدینه،در طواف كعبه كه برای وداع انجام می داد، با گفتار و رفتار، با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه این سفر، سفر مرگ اوست.

2. هنگامی كه در مرو پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنكاف كردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نكرد، آن را نپذیرفتند. این مطلب همه جا پیچید كه علی بن موسی الرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را كه مأمون به او با اصرار پیشنهاد كرده بود نپذیرفته است.

3. با این همه علی بن موسی الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت كه در هیچ یك‌ از شئون حكومت دخالت نكند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد.  یك نمونه همان است كه مُعمَّربن خَدّال از خود امام هشتم نقل میك‌ند كه مأمون به امام می گوید اگر ممكن است به كسانی كه از او حرف شنوی دارند در باب مناطقی كه اوضاع آن پریشان است چیزی بنویس و امام استنكاف میكند و قرار قبلی كه همان عدم دخالت مطلق است را به یادش می آورد.

4. اما بهره برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهمتر است.  امام با قبول ولیعهدی، دست به حركتی می زند كه در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی نظیر بوده است و آن برملا كردن داعیة امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پردة غلیظ تقیّه و رساندن پیام تشیع به گوش همة مسلمان هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن، سخنانی را كه در طول یك  صد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیّه و به خصیصین و یاران نزدیك گفته نشده بود به صدای بلند فریاد كرد و با استفاده از امكانات معمولی آن زمان كه جز در اختیار خلفا و نزدیكان درجة  یك آنها قرار نمی گرفت، آن را به گوش همه رساند. در آن سال در مدینه و شاید در بسیاری از آفاق اسلامی هنگامی كه خبر ولایت عهدی علی بن موسی الرضا رسید در خطبه فضایل اهل بیت بر زبان رانده شد. اهل بیت پیغمبر كه هفتاد سال علناً بر منبرها دشنام داده شدند و سا لهای متمادی دیگر كسی جرأت بر زبان آوردن فضایل آنها را نداشت، اكنون همه جا به عظمت و نیكی یاد شدند، دوستان آنان از این حادثه روحیه و قوت قلب گرفتند، بی خبرها و بی تفاوتها با آن آشنا شدند و به آن گرایش یافتند ودشمنان سوگند خورده احساس ضعف و شكست كردند، محدثین و متفكرین شیعه معارفی را كه تا آن روز جز در خلوت نمی شد به زبان آورد، در جلسات درسی بزرگ و مجامع عمومی بر زبان راندند.

 نه تنها سرجنبانان تشیع از سوی امام به سكوت و سازش تشویق نشدند بلكه قراین حاكی از آن است كه وضع جدید امام موجب دلگرمی آنان شد و شورشگرانی كه بیشترین دوران های عمر خود را در كوه های صعب العبور و آبادی های دوردست و با سختی و دشواری می گذراندند با حمایت امام علی بن موسی الرضا حتی مورد احترام و تجلیل كارگزاران حكومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند.

توطئه قتل امام

بدیهی است قتل امام هشتم پس از چنان موقعیت ممتاز به آسانی میسور نبود.  قراین نشان می دهد كه مأمون پیش از اقدام قطعی خود برای به شهادت رساندن امام به كارهای دیگری دست زده است كه شاید بتواند این آخرین علاج را آسان تر به كار برد، شایعه پراكنی و نقل سخنان دروغ از قول امام از جمله این تدابیر است. به گمان زیاد اینكه ناگهان در مرو شایع شد كه علی  بن موسی همة مردم را بردگان خود میداند جز با دست اندركاری عمّال مأمون ممكن نبود.

بنا بر روایات، یك یا دوبار توطئة قتل امام به وسیلة نوكران و ایادی خود را ریخت و یك بار هم حضرت را در سرخس به زندان افكند، اما این شیوه ها هم نتیجه ای جز جلب اعتقاد همان دست اندركاران به رتبة معنوی امام را به بار نیاورد، و مأمون درمانده تر و خشمگین تر شد. در آخر چاره ای جز آن نیافت كه به دست خود و بدون هیچگونه واسطه ای امام را مسموم كند و همین كار را كرد و در ماه صفر دویست وسه هجری یعنی قریب دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدینه به خراسان و یك  سال و اندی پس از صدور فرمان ولیعهدی به نام آن حضرت، دست خود را به جنایت بزرگ و فراموش نشدنیِ قتل امام آلود.

 این گذری بر یكی از فصل های عمدة زندگی نامة سیاسی 250سالة ائمة اهل بیت علیهم السلام بود كه امید است محققان و اندیشمندان و كاوشگران تاریخِ قرنهای اولیه اسلام همت بر تنقیح وتشریح و تحقیق هر چه بیشتر آن بگمارند.